‍‍
تاریخ انتشار: ۵ شهریور ۱۳۹۲ - ۲۱:۴۸
تعداد بازدید: ۱۵۷۰
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

کشکان: اين بار كه به دادگاه آمدم، حرف‌هاي دختري جوان مرا روي نگاهش ميخكوب كرد.

اين بار كه به دادگاه آمدم، حرف‌هاي دختري جوان مرا روي نگاهش ميخكوب كرد. با دو زن تقريباً ميان‌سال آمده‌بود. بعد معلوم شد يكي از آن‌ها كه اندامش درشت‌تر بود هم خاله‌اش بود و هم مادر شوهرش. و ديگري كه دندان‌هاي ريخته‌اش را لاي گوشه‌ي چادر قايم مي‌كرد، مادرش. اول حاضر به مصاحبه نشد اما خُب بعد حرف زد. باز هم از طلاق و اين‌كه هنوز در عقد مردش بود و يك سالي از چفت شدن من در منشان نگذشته بود. مردش بي‌كار بود و معتاد. البته زن از همان ابتداي زندگي هم دانسته بود اما ايمان آورد به قول مرد«در آغاز فصلي سرد» مرد قرار بر ترك گذاشته بود اما اعتياد هم‌چنان او را به يغما مي‌برد. در نهايت اين زن بود كه براي ترك آمد و هنوز در بن‌بست طلاق در تلي از ترديد مانده‌بود. خاله‌اش دائم او را منصرف مي‌كرد. زن ابتدا خنديد اما بعد آب شد به انضمام تمام سال‌هاي برفي. چه حسي دارد تو در پي سكون باشي و بعد رگبارها خودشان را در تو پيدا كنند تا تنت را داس بزند از وجين انارها به دست انگشت‌هاي زخم‌خورده‌شان. واي! سرخ مي‌شوي. دستت، گريه بالا مي‌آورد. چهارشنبه سوري در تو معلق مي‌زند كه طلاق خورده‌اي و عنوان"مطلقه" بر پيشاني‌ات سنگيني مي‌كند. آخر اين تنها تو هستي كه آن را با خود حمل مي‌كني و هيچ پايگاه اجتماعي، عاطفي و اقتصادي در آن زمان از تو حمايت نمي‌كند. چه بسا بسياري از امكانات كاري و ... را هم از دست بدهي. اگر داراي فرزند هم باشي بايد حضانتش را تا هفت سالگي بپذيري به حكم قانوني كه فرزند را متعلق به پدر و جد پدري دانسته است و براي مادر و جد مادري هيچ حقي قايل نشده‌است و تا آن‌جا پيش رفته است كه حتي در صورت فوت پدر و جد پدري و نبودن وصي، صغير فاقد ولي خاص تلقي مي‌گردد با وجود در قيد حيات بودن تو!!

 

 

اصلاً انگار قرار است همه‌چيز تو را تمام كند در تاريخ. از دوره‌ي شكارورزي گرفته تا عصر صنعتي شدن.

در اجتماعات اوليه پيشرفت اقتصادي در دست زنان بود و نه مردان. يكي از رؤساي قبيله‌ي "چيپوا" گفته‌است:«زن براي كار آفريده شده‌است و مي‌تواند به اندازه‌‌ي دو مرد بار ببرد يا بِكـــــشد. زن است كه براي ما خيمه مي‌زند و لباس مي‌دوزد و ما را شب‌هنگام گرم مي‌كند....... ما هرگز بدون آنان نمي‌توانيم جابه‌جا شويم. زنان همه‌كار مي‌كنند و براي غذا خوردن به چيز كمي قناعت دارند. چون دائماً كارشان آشپزي است. در سال‌هاي سخت و قحطي به اين اندازه خشنودند كه انگشتان خود را بليسند»1 و اين است روزگار تو در ابتدايي‌ترين شكل حيات. بعدها صنعت رشد مي‌كند و گاوآهن هم زمين را خيش مي‌زند و هم اهلي شدن تو را. تو مملوك مي‌شوي و بايد وفادار به مرد حتي قبل از ازدواج. بدون شك پيدايش مالكيت خصوصي در به وجود آمدن اين امر بي‌تأثير نبوده‌است. وقتي كه مرد به نوعي مالك تام‌الاختيار زن شد خواست كه اين حق تملك حتي تا زمان قبل از ازدواج هم تداوم داشته‌باشد. بنابراين زن وفادار و امانت‌دار به شوهر آينده‌ي خود شد و حيايش الهه‌اي براي كمك به اين وفاداري. حالا من كه هميشه در حريم حرم، مقيم مانده‌ام چگونه مي‌توانم دست‌هاي بيرون از پرده‌ي مردي را بنمازم كه زماني به قضا رفته است؟ آيا مردان هرگز درصدد برآمده‌اند و يا توانسته‌اند كه خود اين حدود را رعايت كنند؟ اگر توانسته‌اند تا چه اندازه‌اي؟

تمام زبان‌ها را ترجمه كن. هيچ كلمه‌اي نخواهي يافت كه معادلش "مرد بكر" باشد. آن‌وقت آناتول فرانس «اخلاق را مجموعه‌اي مي‌داند از هوي و هوس‌هاي اجتماع.» حتي با وجود وفاداري تو اين نيچه است كه مي‌گويد:«پيش زنان كه مي‌روي تازيانه را به ياد داشته‌باش.» انگار جنسيت زن در هيچ برهه‌اي از زمان قابل ادارك نبوده‌است چه برسد به اين‌كه درصدد رعايت كردن حقوقش برآيند آن هم هنگام طلاق. معضلي كه متأسفانه با وجود هشدارهاي كارشناسان روز به روز يقه‌ي جامعه‌ي مرا تيزتر مي‌گيرد و هر پديده‌ي اجتماعي در به وجود آوردن آن بي‌تأثير نبوده‌است. از اعتياد و بي‌كاري گرفته تا هزاران عامل ديگر. كه متأسفانه ريشه‌ي خانواده‌اي باز در اعتياد خشك شد. بلايي كه به زعم پيامدهاي تخريبي‌اش در سطح خانواده و اجتماع هم‌چنان در دسترس است حتي ساده‌تر از اسباب‌بازي.

با زن خداحافظي كردم و از دادگاه بيرون آمدم. خيابان‌، هياهويش ماشيني بود كه امتدادوار بوق مي‌زد و هيچ عابري رد پايش را نفهميد و من در خودم بريدم. شايد بعد از طلاق هيچ مردي آستينش خيس نشود كه در ضمير آگاه و ناخودآگاهشان جايي براي گريه كردن نيست. هست؟!

-1برگرفته از مقاله‌ي نسرين افضلي.

مطالب مرتبط:
برچسب ها: کشکان، طلاق، زن، 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: