‍‍
صفحه نخست » اخبار استان کد خبر: ۳۱۴۷
تاریخ انتشار: ۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۳:۲۵
تعداد بازدید: ۶۲۸۴
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

لیلا می گوید: هنوز دو سه ماهی ازدواج نکرده بودم. از دود و دم بدم می آمد. شوهرم مرا هم معتاد کرد! حالا من و شوهرم درد مشترک داریم. خمار که می شوم؛ می گوید: برو گدایی کن.

اولین چهارراه شهر. زن، سرش را لای چادرش برده است. صورتش پیدا نیست. هر عابری که رد می شود؛ دستش را بالا می آورد. می گوید: تونه خدا!

ماشین ها برای زن بوق می زنند. زن بلند می شود. اسپند را دود می کند. اسپند دور ماشین ها می چرخد. شیشه ی ماشین ها پایین می آید. دویست تومانی و صد تومانی دست های زن را پر می کند. زن دو، سه هزار تومانی کاسب می شود.

نزدیک زن می روم. صورتش جای زخم است. می گوید: چیه، برِ و بِر منو نگاه می کنی؟! من به زن نگاه می کنم. زن از چهارراه، دور می شود. دنبالش می روم. زن نگاهی به پشت سر می اندازد.

با صدایی دورگه می گوید: چکار داری؟ می گویم: نترس. زن از سر تا پاهم را نگاه می اندازد. می گوید: اومدی آمار بگیری؟ چند روز پیش خانمی آمده بود. سوأل پیچم کرد. می خواست مرا با خودش ببرد. می گفت مددکار است. من فرار کردم.

زنان گدا

می گویم: مددکار نیستم. زن، دست هایش را بالا می آورد. اصرار دارد دست هایش را ببینم. مچ دست و ساعدهایش جای زخم است. فکر می کنم جای زخم سیگار باشد. بيش از سي جاي زخم افقي و عمودي را كه گوشت اضافه آورده‌اند؛ دست هایش را غیرقابل تحمل کرده است.

همراه زن از خیابان عبور می کنم. زن می خواهد حرف بزند. سرش را پایین می اندازد. می گوید: چهار بار خواستم خودم را خلاص کنم. نتوانستم. نگذاشتند. بغض، صدایش را خش دار می کند.

لیلا سی سال دارد. ازدواج کرده است. شوهرش معتاد است. لیلا می گوید: از وقتی که به دنیا آمدم؛ یک روز خوش نداشتم.

لیلا چادرش را زیر بغل می زند. می گوید: پدرم مرا به زور شوهر داد. می گفت: نان خور اضافه نمی خواهم! حق هم داشت. ما پنج خواهر بودیم و سه برادر.

پدرم نمی توانست خرج ما را بدهد. اولین خواستگار که پیدا شد؛ مرا شوهر داد. اصلاً نپرسید چکاره است؟ کس و کار دارد؛ ندارد؟

به لیلا می گویم: درس خوانده ای؟ می گوید: دلت خوش است؟ با کدام پول؟

لیلا می گوید: شوهرم معتاد است. از صبح تا شب یا پای منقل است یا مرا کتک می زند. شوهرم می گوید: من نان مفت ندارم به کسی بدهم. همین که جای خوابت را می دهم؛ کافی است.

زنان معتاد

لیلا می گوید: هنوز دو سه ماهی ازدواج نکرده بودم. از دود و دم بدم می آمد. شوهرم مرا هم معتاد کرد! حالا من و شوهرم درد مشترک داریم. خمار که می شوم؛ می گوید: برو گدایی کن.

از این زندگی خسته شده ام. خواستم خودم را خلاص کنم؛ نتوانستم. راه زیادی را با هم آمده ایم. خیابان نگاه می کند. لیلا دیگر حرفی نمی زند. دست های لیلا را می فشارم. دردش می آید. می گوید: این جای کتک آن پدرسوخته است.

نام شوهرش را نمی برد. از بردن نامش تنفر دارد. تنفر را می شود در چشم های لیلا دید.

لیلا می گوید: چند روز پيش يك ماشين، سوارم کرد. راننده جوان بود. از توی آینه نگاه می کرد.

من خودم را به ندیدن زدم. راننده گفت: خانم خوب! کجا می ره؟ عقم گرفت. صورت من جای زخم است و او می گفت خانم!

خواستم پیاده شوم. نگذاشت. دویست تومان را توی صورتش زدم. راننده گفت: گم شو! لیلا می گوید: یک ماه پیش با چادرم خودم را آويزان کردم. داشتم مثل مرغ سر بریده، پرپر می زدم. شوهرم دید. گره چادر را باز کرد.

انگشت های پاي لیلا از دمپايي‌هايش بيرون زده است. لیلا مي‌گويد: پولي بابت خريد شيشه و مواد مخدر ندارم. گدایی هم جواب نمی دهد. لیلا جای زخم هایش را دست می کشد. دردش می گیرد.

لیلا می گوید: بروم خانه، باز کتک است. شوهرم که خمار است؛ کمربندش را بیرون می آورد و هی کتکم می زند. شوهرم بدبختم کرد. لیلا می رود. با نگاه شکسته می رود. با آینده ای که برایش سیاه است؛ می رود. لیلا وانهاده است.

 کتک زدن زنان

آمار زنان معتاد در جامعه رو به افزایش است. از نظر مارکسیسم، مفهوم «طبقه» کلید درک تمام پدیده­های اجتماعی از جمله ستم بر زنان است. از این رو، سرشت زن را از رابطه متقابل دیالکتیکی عمل و ساختمان زیستی و شرایط اجتماعی او متشکل می­داند.

زنان بی سرپناه نه تنها در معرض آسیب های اجتماعی از جمله طلاق، ازدواج های اجباری، خودسوزی قرار می گیرند؛ بلکه راه ورود آن ها به دامان اعتیاد هم بازتر می شود.

زنان معتاد

به گفته مدیرکل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی و بنابر آمار اعلام شده توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر، یک میلیون و 350 هزار معتاد در کشور وجود دارد که 5/9 درصد آنها را زنان تشکیل می‌دهند.

 فرید براتی ‌سده  با بیان اینکه این 5/9درصد 130 هزار زن معتاد را شامل می‌شود، اظهار کرد: از این تعداد در سال گذشته 34 هزار نفر و در سال جاری 37 هزار و 471 نفر توسط سازمان بهزیستی تحت پوشش قرار گرفته‌اند.» (خبرگزاری ایسنا، 24 اردیبهشت 1392)

«وزیر کشور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به آمار رسمی معتادان در کشور از درگیر بودن ۶ میلیون ایرانی با اعتیاد خبر داد و سهم زنان معتاد در این آمار را بیش از ۱۲۳هزار نفر دانست.

زنان معتاد

دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی در دومین جلسه کمیته زنان و خانواده‌های آسیب‌پذیر ستاد مبارزه با مواد مخدر که در محل ستاد مبارزه با مواد مخدر برگزار شد، با اشاره به به وجود یک میلیون و 325 هزار نفر معتاد در کل کشور گفت: اگر این جمعیت را با بعد خانوار حساب کنیم، حدود 6 میلیون ایرانی به طور مستقیم درگیر مواد مخدرند و همچینین 9/3 درصد از جمعیت معتادان را زنان تشکیل می‌دهند.» (خبرگزاری تسنیم، 20 آذر 1392)

مشاور دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در امور زنان و خانواده با تشریح فعالیتهای این ستاد در کاهش اعتیاد زنان، به آمار 9.3 درصدی اعتیاد زنان، بالابودن جرائم مرتبط با مواد مخدر در میان زنان، پایین آمدن سن مصرف مواد مخدر تا 15 سالگی، توسعه همکاری با سازمانهای مردم نهاد، هنرمندان و علما، اشاره کرد و گفت: بیشترین زنان معتاد در رده سنی 20 تا 36 هستند که بیشتر گرایش آنها به استفاده از مواد مخدر تریاک، شیشه، الکل و کراک افغانی است.(خبرگزاری مهر، 5 بهمن، 1392)

زنان معتاد

این در حالی است که تریاک، شیشه، الکل و کراک افغانی پرطرفدارترین مواد مخدر در میان زنان معتاد به حساب می آید؛ زنانی که بیشتر آن ها در رده ی سنی 20 تا 36 سال قرار دارند و سن شروع استفاده از مواد مخدر در بین بیش از 50 درصد آن ها، 15 تا 19 سال می باشد.

زهرا بنیانیان درباره این که بیشترین گرایش زنان به مصرف کدام یک از مواد مخدر است، گفت: تریاک، شیشه، الکل، کراک افغانی، هروئین، حشیش و اکستازی به ترتیب در اولویت مواد مخدر مورد نظر زنان ایرانی است که بیش از 55 درصد از زنان معتاد از تریاک، 26.22 درصد شیشه، 22.63 الکل و 15.94 درصد از کراک افغانی استفاده می کنند.(خبرگزاری مهر،  5 بهمن، 1392)

زنان معتاد

از بین استان هایی که آمار فزاینده اعتیاد در بین زنان در آن ها بالاست؛ می توان به استان های خوزستان، کرمان، سیستان و لرستان اشاره کرد؛ استان هایی که با انواع محرومیت ها و فقر دست به گریبانند.

لیلا تنها نمونه ای کوچک از زنانی است که میان کتک ها، نشئگی، خماری، درد و اعتیاد زندگی شان را بی هیچ نگاهی به آینده سپری می کنند؛ زندگی ای که زمهریر است.

از لیلاها چطور می شود انتظار داشت که در برابر انحرافات اجتماعی مقاومت نشان دهند و آیا این مقاومت ادامه خواهد داشت؟

نوشتار: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: