‍‍
صفحه نخست » کد خبر: ۳۴۴۳
تاریخ انتشار: ۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۰۸:۱۳
تعداد بازدید: ۱۱۷۷
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

به خاک شلمچه که می رسی؛ کفش ها بیرون می آیند. کفش هایی که تو را یاد «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» می اندازد و سرزمینی که می گویند؛ شبیه طور است.

به گزارش آسوبان و به نقل سفير افلاك، اروندکنار و حال و هوای غریبش را دست نوشته هایی به یاد کربلا عزادار کرده است؛ دست نوشته هایی که بوی رقیه (س) می دهد و مظلومیت امام حسین(ع).

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

هر طرف را که نگاه می کنی؛ زائران یا سر در گریبان برده اند و یا در خلوت خود روزهای جنگ را مرور می کنند.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

یکی از زائران از شهرستان کوهدشت آمده است. خودش را معرفی نمی کند. این خانم خودش را پشت چفیه ی شهید همت پنهان کرده است. دست هایش خاک را می کاود. با او حرف می زنم. صدایش می لرزد.

این زائر می گوید: من پیش شهدا شرمنده هستم. دیگر نمی تواند حرف بزند. واژه ها را گم می کند. بر خاک اروندکنار سجده می رود. دست هایش با خاک، یکی می شود. خاک را لمس می کند.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

این خانم می گوید: خاک اینجا متبرک است. خاک را بر چشمانش می گذارد. خاک، تر می شود. این خانم و گریه هایش را تنها می گذارم.

در نزدیکی های مسجد اروندکنار و روی تپه ای که مشرف به این مسجد است؛ دو پیرمرد نشسته اند. دانه های تسبیح در دست هایشان روی زمین می افتد. حاج عبدالحسین بهرامی اهل شهرستان اسفراین است. او برای اولین بار برای زیارت به این منطقه آمده است.

حاج عبدالحسین رزمنده ی جنگ است و می گوید: در عملیات خیبر و والفجر 4 و چند عملیات دیگر حضور داشته ام. این رزمنده ی جنگ به رزم خود در کردستان اشاره و ادامه می دهد: خاک جنوب، بوی زمان جنگ و شهدا را می دهد.

حاج حسین نامداری هم از شهرستان اسفراین آمده است. او برای دومین بار است که به مناطق عملیاتی جنوب می آید. حاج حسین می گوید: برای زیارت شهدا به این مناطق آمده ایم.

حاج حسین و حاج عبدالحسین با تسبیح هایشان سکوت می کنند. لب هایشان ذکر می گوید. از آن ها می پرسم با وجود کهولت سن از سفر خسته نشدید؟ آن ها نگاهشان به سمت مسجد روبرو دخیل می شود. حاج حسین می گوید: خستگی در این مناطق معنا ندارد.

گفت و گویم با حاجی ها تمام می شود. عده ای از جوانان دور آن ها به طواف می روند. آن ها در کنار حاج حسین و حاج عبدالحسین، عکس یادگاری می گیرند.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

خاک اروندکنار را کودکان هم به آغوش رفته اند. کودکانی که با مادران و پدران خود آمده اند تا در و دیوار و خاک جنوب را لمس کنند.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

 از اروندکنار که خارج می شوی؛ بازار سنتی اروند تو را به هیاهوها گره می زند. سیدمحمدحسن اهل شهرستان اروندکنار است. او اولین سالی است که در این بازار سنتی، بساطش پهن است.

سیدمحمدحسن سال اول دبیرستان است. او می گوید: برای کمک به خانواده ام این جا آمده ام. این پسر نوجوان از صبح تا نزدیک غروب در بازار مشغول به کار است. او عاشق تاریخ است و ادامه می دهد: انسان می تواند با کمک به همنوعان خود بزرگ شود.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

سسیدمحمدحسن و بازار سنتی اروندکنار را تنها می گذاریم. بساط ها نه تنها در کنار اروند است که در نزدیک های یک مسجد بین راهی هم پهن است.

بساط هایی که سبد است؛ سبدهایی دست بافت که رنجِ زنان جنوب را می بافد. با این زنان می خواهم گفت و گو کنم. حرف نمی زنند. در کنار سبدهایشان می ایستند و عکس یادگاری می گیرند.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

ملیکا و مژده این زنان جنوب و رنج هایشان را همراهی می کنند. ملیکا گل های صحرایی را رنگ کرده است. ملیکا می گوید: گل ها را دانه ای پانصد تومان می فروشم. مژده از ملیکا کوچک تر است.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

مژده و ملیکا دختران جنوب هستند؛ دخترانی که گیسوهایشان با امواج دریا آشناست و پدارانی که هر روز تورهایشان را در دریا می اندازند؛ پدرانی که گاه دریا آن ها را گم می کند.

دریا و خاک حالا با هم آمیخته شده اند. به خاک شلمچه که می رسی؛ کفش ها بیرون می آیند. کفش هایی که تو را یاد «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» می اندازد و سرزمینی که می گویند؛ شبیه طور است.

سفر به جنوب/ راهیان نور/ سفیر افلاک

 انتهای پیام/

گزارش و عکس: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: