‍‍
صفحه نخست » کد خبر: ۳۵۳۰
تاریخ انتشار: ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۵
تعداد بازدید: ۱۶۲۵
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

قیصر امین‌پور، دوم اردیبهشت‌ماه سال 1338 در گُتوَند استان خوزستان، متولد شد. نزدیکی جنوب و استان خوزستان با جبهه های جنگ، قیصر را شاعری آشنا با مفاهیم جنگ و دفاع مقدس ساخت.

به گزارش آسوبان و به نقل سفیر افلاک، قیصر امین‌پور، دوم اردیبهشت‌ماه سال 1338 در گُتوَند استان خوزستان، متولد شد. نزدیکی جنوب و استان خوزستان با جبهه های جنگ، قیصر را شاعری آشنا با مفاهیم جنگ و دفاع مقدس ساخت.

قیصر امین پور

جنگ در اشعار قیصر امین پور آشناست و نفس می کشد؛ جنگی که تو با واژه های آن پرشان می شوی و مصادیقش را به چشم می بینی.

همان گونه که خودش می سراید:

می خواستم شعری برای جنگ بگویم/ دیدم نمی شود/دیگر قلم زبان دلم نیست  گفتم/ باید زمین گذاشت قلم ها را/  دیگر سلاح سرد سخن، كار ساز نیست/ بايد سلاح تيزتري برداشت/ بايد براي جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ...

قیصر امین پور در این شعر که نمونه ای از تعهد او به جامعه ی آن روز را به تصویر می کشد؛ ضمن ادای احترامی که برای قلم قائل است؛ دفاع از سرزمین و خاک را فریاد می کشد؛ فریادی که می تواند شبیه فدریکو گارسیا لورکا (۵ ژوئن۱۸۹۸ - ۱۹ آگوست۱۹۳۶) شاعر و نویسنده اسپانیایی باشد.

لورکا

لورکا در در فونته واکه روس به دنیا آمد و جنگ داخلی اسپانیا، كودتاي ژنرال فرانچسكو فرانكو در ژوئيه 1936 و ارعاب و فشار ديكتاتور بر گرانادا و قدرت گرفتن فاشيسم در اسپانيا را با اشعار خود به جهانیان اعلام نمود.

لوركا، سكوت جامعه ی جهاني و ظهور فاشيسم را با زبان شعر و تئاتر اعتراض مي‌كرد. او شاهد بود هر كس داعیه ی همراهی فرانكو  را داشت و یا همراه فرانکو بود؛ دشمن صلح و جمهوري خوانده می شد.

لورکا می دید که فالانژها مي‌گويند: هر كس لباس نظامي به تنش نيست دامن زنانه به پا كند. مي‌خواند كه دادگاه‌هاي نظامي به دستور فرانكو عمل مي‌كنند و دستور دارند مبني بر اينكه قبل از اجراي حكم، من فرانكو عفو كسي را امضا نمي‌كنم.

لورکا در اشعارش آزادی را و دفاع از سرزمین را فریاد می کشد؛ همان فریادی که او را در «ساعت پنج عصر» و احتمالاً به دست پارتیزان‌های ملی در جنگ داخلی اسپانیا به کام مرگ کشاند.

لورکا حتا قبل از مرگ و شکنجه هم از بی برگ و باری خویش آزرده است و می خواهد که رهای این ها باشد:

درخت نارنج خشكيده /  تبردار! سايه‌ام را بيفكن/ مرا از شكنجه نگريستن به بي‌برگ و باري خويش رهايي بخش/ چرا محصور در ميان آيينه‌ها، به دنيا آمدم/  روز بر گرد من مي‌چرخد/ و شب در هر ستاره خود، مرا دوباره ايجاد مي‌كند/ مي‌خواهم بي‌آنكه خود را ببينم زندگاني كنم/ و خواب خواهم ديد كه/ مورها و قوش‌ها برگ و پرندگان منند/ تبردار! سايه‌ام را بيفكن/ مرا از شكنجه نگريستن به بي‌برگ و باري خويش رهايي بخش.

قیصر امین پور هم زادگاه و سرزمین مادرى اش را در «وضعیت خطر» و «آژیر قرمز» می بیند و  غبار آن سال ها بر چهره ی اشعارش، «خانه هاى خونین» و «عروسك خون آلود» را به تصویر می کشد.

جنگ تمام می شود و قیصر به دور از آژیر قرمز از ایستادن و سربلندی می گوید و از رعایت عاشقی ها:

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولى دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالى لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

دلى سربلند و سرى سربه زیر

از این دست عمرى به سر برده ایم

آثار قیصر امین پور در محافل و جشنواره هاى ادبى خوش می درخشد؛ چنان كه در سال 1368 تندیس مرغ آمین را از جایزه ویژه نیما و دو كتابش با نام هاى «ظهر روز دهم» و «به قولى پرستو» در همان سالهاى نشر یعنى در سال هاى 1365 و 1375 جایزه جشنواره كتاب كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوان و جایزه تندیس ماه طلایى را كه به برگزیدگان شعر كودك و نوجوان 20 ساله اخیر تقدیم شده است را از آن خود می کند.

قیصر امین پور

او  در سال 1357 گتوند را براى تحصیل در رشته دامپزشكى در دانشگاه تهران ترک می کند و پس از مدتى از این رشته انصراف داده  و به علوم اجتماعى، تغییر رشته می دهد.

رشته ی علوم اجتماعی هم بر طبع او انگار خوش نمی آید و قیصر، وارد دنیای ادبیات می شود. آمیزش روح و جانش با ادبیات، او را به حلقه ی هنرى و اندیشه اسلامى در حوزه هنرى می کشاند و قیصر در آن جا با افرادى چون سید حسن حسینى و سلمان هراتى آشنا می شود.

قیصر امین پور

این گروه، بنیانگذاران جوان حوزه هنرى نام گرفتند و بعدترها چهره هایى چون سهیل محمودى، ساعد باقرى، عبدالملكیان، كاكایى و فاطمه راكعى و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند.

«تنفس صبح»، «در کوچه آفتاب»، «آینه‌های ناگهان»، «گل‌ها همه آفتابگردانند» و «دستور زبان عشق» از مجموعه‌های شعر این شاعر هستند.

«گزینه اشعار» قیصر امین‌پور نیز در سال 1378 منتشر شد. همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی)، «سنت و نوآوری در شعر معاصر» و «شعر و کودکی» از دیگر آثار او هستند. او هم چنین «منظومه ظهر روز دهم»، «مثل چشمه، مثل رود»، «بی‌بال پریدن» و «به‌قول پرستو» را برای نوجوانان خلق کرده است.

قیصر امین پور

شعر قیصر در تاریخ 8 آبان 1386 در تهران خاموش شد؛ خاموشی ای که هنوز هم «سه شنبه/ چرا تلخ و بی حوصله/سه شنبه/ چرا این همه فاصله/ سه شنبه/ چه سنگین، چه سرسخت؛ فرسخ به فرسخ» را نفس می کشد.

* فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: