‍‍
صفحه نخست » اخبار استان کد خبر: ۳۵۳۸
تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۰
تعداد بازدید: ۳۸۹۴
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

هاجر فرزند یک خانواده 16 نفری است. او به همراه برادر و خواهرهایش یک زندگی روستایی و به دور از هر گونه امکاناتی را سپری می کنند. خانه شان حمام ندارد و آن ها با دیگ سیاه و هیزم ها آب استحمام خود را گرم می کنند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی آسوبان، برنامه‌های توسعه‌ای در روستاهای ایرانی، از دوران اصلاحات ارضی و گسترش تکنولوژی جدید کشاورزی و توسعه نهادهای مدرن در روستاها از راهکارهایی بود که می ‏خواست روستاها را به سمت توسعه و بهره ‏مندی از یک برنامه‏ ی مدون توسعه رهنمون کند.

سابقه ‏ی اصلاحات ارضی در ایران به اواخر قرن نوزدهم و به شهریور 1329 باز می‏ گردد. اصلاحات ارضی در ایران روند تسهیل در حرکت آزاد سرمایه داری را باعث شد.

  این اصلاحات با اهدافی چون اجرای قانون اصلاحات ارضی؛ ب) ترویج اصول جدید کشاورزی؛ ج) توسعه آموزش و پرورش جدید؛ د) بهسازی محیط روستایی و عمرانی؛ ه) شرکت‌دادن هرچه بیشتر روستاییان در امور مربوط به روستا همراه بود.

در راستای این اهداف تشکیلات اجتماعی تازه‌تأسیس در روستاها پس از اصلاحات ارضی عبارت بودند از انجمن ده، سپاهیان انقلاب، مبشران عمران، خانه انصاف، و خانه فرهنگ (ر.ک: ودیعی 1348: 7-195).

هنوز اما پس از  نزدیک به 65 سال، تداوم مشکلات روستا را شاهد هستیم؛ روستاهایی که هنوز از ابتدایی ترین نیازهای یک زندگی محروم هستند. روستاهای محرومی که نمونه ی بارز فقر در آن را می توان در منطقه ی ضرون در 45 کیلومتری شهرستان کوهدشت مشاهده کرد.

آمارها  می گویند در شهرها و حتا در روستاها، مردم از شرایط مطلوب برای یک زندگی روستایی و شهری برخوردار هستند. رئیس سازمان آمار در جلسه ‌کمیسیون اجتماعی مجلس اظهار داشت: 100 درصد مردم از برق، 97 درصد از آب شرب و 80 درصد از گاز برخوردارند.(خبرگزاری فارس؛ 91/05/24 - 14:14)

این آمار، اساس و پایه‌ی برنامه‌ریزی‌های کلان محسوب می‌شود؛ با نگاهی به روستاهای محروم و تطبیق آن با گفته های رئیس سازمان آمار، آیا نمی توان گفت در پالایش آمارها بی دقتی صورت گرفته‌است؟

اپیزود 10- خانه ی بی فروغ

منطقه ی ضرون یکی از محروم ترین مناطق روستایی ایران محسوب می شود. وارد این منطقه که می شوی؛ فقر، دست و پا می زند. شیشه ی پنجره ها از نایلون است و چوب ها این نایلون ها را به هم متصل می کند.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

هاجر فرزند یک خانواده 16 نفری است. او به همراه برادر و خواهرهایش یک زندگی روستایی و به دور از هر گونه امکاناتی را سپری می کنند. خانه شان حمام ندارد و آن ها با دیگ سیاه و هیزم ها آب استحمام خود را گرم می کنند.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

هاجر پسری بیمار دارد و می گوید: به دلیل فقر نمی تواند فرزندم را به پزشک ببرم. پسرش نه توان ایستادن دارد و نه توان نشستن. به نظر می رسد فرزند هاجر، بیماری راشیتیسم دارد و هاجر نام بیماری پسرش را نمی داند. تنها دارایی خانواده ی هاجر یک بزغاله است؛ بزغاله ای که در دستان برادرش یک آرزوست.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

دیوارهای کاه گلی و حداقل امکانات یک زندگی، خانه های مردم ضرون را به خرابه ای تبدیل کرده است؛ خرابه ای که هر آن امکان ریزش آن می رود.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

اپیزود 11- خانه ی سرد

25 سال دارد و با نگاهی سرد مرا ورانداز می کند. به دیوارهای سنگی تکیه داده است. عصایش با تو  می گوید که نمی تواند راه برود. در نی نی چشمانش، هیچ فروغی پیدا نیست. خودش را معرفی نمی کند و می گوید: 4 ماه است که اصلاً نمی توانم راه بروم.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

این خانم بر اثر درد شدید به پزشک مراجعه می کند. پزشک به او پیشنهاد انجام سی.تی.اسکن و اِم.آر.آی را می دهد. زن از عهده ی  هزینه های درمان برنمی آید و تمام 4 ماه را از درد در میان جاجیم سپری می کند. چشم های زن، غم نامه می شود و ادامه می دهد: امروز فقط توانسته ام کمی بیرون بیایم و این 4 ماه تمام زندگیم، درد بود.

مادرشوهر زن کنار او ایستاده است. دست هایش را لای روسری اش می پیچاند. روسری، تر می شود. زن و مادرشوهر به هم نگاه می کنند. چشم هایشان همدیگر را و درد را می فهمد. زن می گوید: این مدت حتا نمی توانستم خودم را جابجا کنم و مادرشوهرم از من نگهداری می کند.

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

فقر و محرومیت/ ضرون/ آسوبان

مادرشوهر، انگار مادر است. مادری که در رنج سهیم می شود؛ رنجی که بی پایان است...

گزارش و عکس: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 3
|
United Kingdom
|
۰۸:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۰
0
0
به امید روزی که دیگه هیچ گرفتاری رو در این مرزوبوم نبینیم.تحمل دیدن این کمبودها سخت است وای به اینکه خودمون در این شرایط قرار بگیریم.
نوشین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۸
1
4
وقتی عکسهارو دیدم دیگه تحمل خوندن متنو نداشتم. اما خوندم و تحت تاثیر قرار گرفتم. ای کاااااااش!!! مسوولان مربوطه هم... به قول خودت: با آرزویی زمستانی که سیلی سرد نداشته باشد. سپاس از گزارش خوبت. به امید آبادی و سبز بودن زندگی هاجر و پسرش!
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۷
0
1
سلام خانم نیازی.گزارشات از فقر بین برخی خانواده ها واقعا دلم رو به درد میاره. منم خودم بچه ی روستام. خیلی از فقر و نبود امکانات رو خود لمس کردم و با خودم داشتم

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: