‍‍
تاریخ انتشار: ۲۲ تیر ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۹
تعداد بازدید: ۱۸۹۹
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

حالا مادر ماهی فروش چشم در چشم ماه عسل، سختی های زندگی اش را واگویه می کند؛ واگویه هایی که یک غم نامه است: از صبح بیرون می رفتم و نیمه های شب به خانه می آمدم. با وانت بار ماهی به آستارا، قزوین و تهران می بردم و حتا مسافرکشی هم می کردم.

به گزارش آسوبان، برنامه ی جمعه شب(20 تیر) میزبان دو مادر بود. سیمین تسلیمی اهل تنکابن و ماهی فروش در بندر انزلی بود. بندر انزلی، این زن ماهی فروش را می شناسد: پدرم صیاد ماهی بود. از سن هشت سالگی همراه او به صیادی می رفتم. در سن شانزده سالگی به اجبار خانواده ازدواج کردم. زندگی بسیار سختی داشتم و بعد از چندسال با چهار فرزند قد و نیم قد از همسرم جدا شدم.

سیمین تسلیمی زندگی با همسرش را تلخ توصیف می کند. او بعد از جدایی از همسرش برای گذران زندگی سبزی فروش، میوه فروش می شود؛ اما در نهایت متضرر می شود: به ماهی فروشی مشغول شدم و چهار فرزندم را بزرگ کردم؛ پسرم حسرت خوردن برنج داشت. این مادر ماهی فروش از حسرت بچه هایش گریه می کند. ماه عسل، دور مادر حلقه می شود. احسان علیخانی  ، مادر را  آرام می کند: تو رو خدا گریه نکنین؛ الان باز به من ناسزا می گن. مادر ماهی فروش رو به دوربین ماه عسل، چشم هایش را و دلش را سر به زیر می کند.

مادران ماه عسل

خانم بداقی دیگر مهمان این حلقه از ماه عسل بود: من هم دارای چهار فرزند هستم. شوهرم کارمند بود و درآمد نسبتاً بدی نداشت. بعد از بازنشستگی همسرم به تهران آمدیم. این مادر ترشی فروش در تهران ترشی های خانگی اش را به رستوران ها می فروشد: روز که رستوران تعطیل بود؛ وقتی صندوق عقب ماشینم را بالا زدم چند خانم رهگذر با دیدن ترشی ها به سمتم آمدند و ترشی ها را خریداری کردند. بعد از آن با پیکان سبز رنگم در خیابان ولیعصر ترشی می فروختم.

احسان علیخانی از خانم بداقی نحوه ی برخورد شهرداری را می پرسد. مادر ترشی فروش، برخورد شهرداری را خوب توصیف نمی کند: شهرداری که راه می روی به آدم کار دارد. خانه می سازی رو سرت خراب می کنند. احسان علیخانی این برخورد شهرداری را تکذیب می کند! این مادر ترشی فروش از فروختن ترشی هایش الان صاحب مغازه شده و در میدان ولیعصر مغازه ترشی فروشی دارد.

مادران ماه عسل

حالا مادر ماهی فروش چشم در چشم ماه عسل، سختی های زندگی اش را واگویه می کند؛ واگویه هایی که یک غم نامه است: از صبح بیرون می رفتم و نیمه های شب به خانه می آمدم. با وانت بار ماهی به آستارا، قزوین و تهران می بردم و حتا مسافرکشی هم می کردم. این مادر فروش برای فرزندانش در جای خالی پدر، هم مادری کرده است و هم پدری: بچه هایم هم روز مادر و هم روز پدر بهم تبریک می گن!

احسان علیخانی در میانه ی برنامه انتقادات خود را به سمت رسانه ها روان می کند: هرچندخیلی عادت به پاسخگویی در برابر برخی از انتقادات ندارم؛ اما این موضوع از نفی عبور کرد و با ادبیاتی نگارش شده بود که به توهین برنامه منجر شد و آن هم مربوط به برنامه سوم ما بابت دعوت از مهمانانی بود که در قرعه کشی برنده شده بودند. من به اسپانسرها نه علاقه دارم؛ نه آن ها را می شناسم و نه مصرف کننده ی آن ها هستم.    احسان علیخانی حمایت از اسپانسرها در برنامه را روز مرگ خود در اجرا توصیف می کند: روز مرگ من در اجرا خواهد بود؛ اگر به خاطر اسپانسری مهمانی را در برنامه بنشانم. ما حتا در آن برنامه، قصه ای داشتیم که با برنده شدن 300 میلیون تومان زندگی و روابطشان خراب شده بود و دقیقه ی آخر به برنامه نیامدند. من اگر قصد تبلیغ داشته باشم؛ علنی تبلیغ می کنم. شاید این سوءتفاهم هم بابت زیرنویسی بود که همزمان با برنامه ما پخش شد که آن هم هیچ ارتباطی به ما نداشت.

یکی از انتقادها به این قسمت از ماه عسل را روزنامه ی شرق در صفحات خود آورده بود: در هفته‌ای که گذشت این برنامه تلویزیونی با اجرا و تهیه‌کنندگی «احسان علیخانی» میزبان سه میهمان متفاوت بود؛ مرد سرایداری از کرج که برنده خودروی «لکسوس» 260 میلیون‌تومانی شده بود، نوجوان اهل شهرستان سلماس در استان آذربایجان‌ غربی که برنده خودروی «بنز» 300 میلیون‌تومانی شده بود و نوجوان تبریزی که برنده 110 میلیون‌تومان جایزه نقدی شده بود.

اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که میزبان سه برنده خوش‌شانس حاضر در این برنامه، نه احسان علیخانی و مسئولان برنامه «ماه‌عسل» بلکه حامیان مالی این برنامه هستند که هر کدام طی سال‌های اخیر جداگانه برنامه‌های تبلیغاتی مجزا و به‌صورت پخش زنده در شبکه سوم سیما داشته‌اند.

کاظم اسفندیاری میهمان اول برنامه «ماه‌ عسل» همان برنده خودروی «لکسوس»260 میلیونی یکی از شرکت‌های تولید و توزیع‌کننده آبمیوه است. میهمان دوم این برنامه، مهدی تاج‌بخش که با پدرش در برنامه «ماه‌ عسل» حضور یافت، همان برنده خودروی 300 میلیون‌تومانی بنز از سوی یکی از شرکت‌های تولید و توزیع‌کننده برنج و چای است و برنده سوم یعنی ابوالفضل حیدری که به‌ جای او برادرش در برنامه «ماه‌ عسل» حضور یافت، برنده جایزه 110 میلیون‌تومانی یکی از شرکت‌های تولید‌کننده برنج است.

حضور برندگان مسابقات قرعه‌کشی این سه شرکت در برنامه «ماه‌ عسل» که مدعی اجرای برنامه‌هایی با تم مذهبی در ساعات افطار در ماه مبارک رمضان است در حالی است که این سه شرکت، آگهی‌های تبلیغاتی به‌صورت مجزا و برخی به‌صورت برنامه زنده در شبکه سوم سیما داشته‌اند.

اما آنچه دامنه انتقاد‌ها از برنامه «ماه‌ عسل» به‌دلیل دعوت از این برندگان را گسترده‌تر می‌کند، بهره‌برداری تبلیغاتی از این برنامه و تبدیل خوش‌شانسی برندگان به اسم «لطف و مرحمت خدا» در ساعات افطار در ماه مبارک رمضان است؛ به‌طوری‌ که در ابتدای این برنامه، احسان علیخانی، مجری و تهیه‌کننده برنامه «ماه‌ عسل»، در توضیح دلایل حضور میهمانان این برنامه به‌طور غیرمستقیم به روابط بازرگانی حاکم در برنامه اشاره می‌کند و می‌گوید: «میهمان حاضر یک ماشین خفن برنده شده، اومدم اسم ماشین رو بگم، دیدم باید فاکتور بازرگانی بدم، نگفتم.»

در ادامه برنامه اما میهمان حاضر به چگونگی برنده‌شدن خودروی لکسوس 260 میلیونی اشاره می‌کند و می‌گوید: «من سرایدار مدرسه هستم، یک «پراید» داشتم که به‌دلیل بیماری مادرم فروختم و درست در روز مادر برنده جایزه خودروی لکسوس شدم.» او در ادامه تاکید می‌کند: «گرفتار بودم و با خدا درد دل می‌کردم و گفتم خدایا یه کاری برای ما انجام بده و همان‌شب هم جایزه را بردم و از خدا شرمنده شدم که جایزه را به من داد.» پس از آن احسان علیخانی، مجری برنامه این سوال را مطرح کرد که «فکر می‌کنی دلیل اصلی‌ای که 260 میلیون را بردی چه بود؟» و میهمان برنامه پاسخ داد: «دعای مادر و لطف خدا بود.»

با این حال گره‌ خوردن اهداف تبلیغاتی برنامه «ماه‌ عسل» برای سه شرکت فعال در حوزه مواد غذایی با اعتقادات مذهبی مردم در ساعات افطار ماه رمضان، به اینجا نیز ختم نشد و مجری برنامه گام بلندتری برداشت و در حالی که تبلیغ محصولات یکی از شرکت‌های اعطا‌کننده بنز 300 میلیونی زیرنویس می‌شد، عنوان کرد: «بعضی‌وقتا همه‌ چیز رو گره می‌زنیم به شانس اما به‌طور حتم اگر ما به قاعده نظام کائنات و خداوند اعتقاد داشته باشیم، حتما باید اعتقاد پیدا کنیم به حکمتش.»

 مهمان سوم این حلقه از ماه عسل، مادری بود که حدود شش سال در آسایشگاه سالمندان سبزوار زندگی می کرد. او ماه عسل را مَحرم حرف هایش می داند:پ سری که سر راه گذاشته بودندرا بزرگ کردم. دوسال است که به دیدنم نیامده، دخترم هم شوهر بدی دارد و سه ماه هست که به دیدنم نیامده است.

مادران ماه عسل

در حلقه ی دیگر ماه عسل، مادر فروش خودش را مرد خطاب می کند: در بازار مازندران به من آقا سهیل می گویند. من مثل یک مرد، کار می کنم. کار عیب نیست.  احسان علیخانی در پایان از یکی از مادران ماه عسل، درخواست  لالایی می کند. لالایی مادر سبزواری ماه عسل را به اشتیاق کودکانه ای تسکین می دهد.

انتهای پیام/

گزارش: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: