‍‍
صفحه نخست » سیاسی کد خبر: ۴۷۳۷
تاریخ انتشار: ۱۰ دی ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۲
تعداد بازدید: ۶۱۹۴
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

بصيرت همچون سپري است كه در هنگام فتنه ها و مواقع خطرناك انسان را مصون نگه مي دارد.انسان بصیر علاوه بر چشم سر چشم دلش نيز باید بينا باشد.

به گزارش آسوبان، در زندگی پیچیده ی اجتماعی امروز، بدون بصیرت نمی شود حرکت کرد. بصيرت دانايي و زیرکی صرف نيست؛ بلكه دانايي توام با باور و ايمان است؛ از اين رو موجب هدايت و حركت است.

باید گفت علم همواره مقرون باور قلبي نبوده و در نتيجه لزوماً مايه عمل به مقتضیاتش نيست. خيلي از مردم مي دانند که مصرف دخانیات براي آنها مضر  است ولي به دليل اينكه به مضرات آن باور ندارند  از آن استفاده مي كنند؛ حتي برخي پزشكان به انواع مواد مخدر اعتیاد دارند.

 تقريبا هر انسان الهي مي داند روزي اين جهان را ترك و به عالم حساب سفر خواهد كرد و در آنجا تمام اعمالش مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت و جزا و پاداش به آنها تعلق مي گيرد؛ اما از آنجايي كه اين بينش در بسياري از مردم از ساحت ذهن به ساحت قلب رسوخ نكرده و به ايمان باطني تبديل نگرديده؛ موجب تقوي و پرهيزگاري نمي شود؛ ولي علم مقرون با اعتقاد قلبي مايه حركت و عمل مي گردد و از اين روست كه بصيرت موجب هدايت بوده و انسان را از غفلت بيدار مي كند.

 انسان با بصیرت به كمك اين قوه از خطر گمراهي در امان است. بصيرت همچون سپري است كه در هنگام فتنه ها و مواقع خطرناك انسان را مصون نگه مي دارد. انسان بصیر علاوه بر چشم سر چشم دلش نيز باید بينا باشد،گره هاي كور مشكلات خود را پيدا كرده و راه گشودن آن را بداند، دوستان و دشمنان خود را بشناسد، به ضعف هاي خويش آشنا و راه در مانش را بداند، جريان هاي سياسي و فرهنگ ساز و ارتباط آنان را با ارباب دين و دنيا بشناسد و نیز رابطه زر و زور و تزوير را درك كند.

در مقابل اگر جامعه اي دردهاي خود را نشناسد و راه درمانش را نداند و نسبت به سرچشمه هاي هدايت و انحراف خود آشنا نباشد ،بي دليل روزي از يك شعار حمايت و بي حساب فرداي آن روز با آن مخالفت كند! چنين جامعه اي فاقد بصيرت و نابيناست كما اينكه جامعه عصر حاكميت حضرت علی (ع) به اين بلا مبتلا بود، بطوريكه حضرت در وصف آنها فرمودند: عمي ذو ابصار (شما چشم داريد اما كور هستید).

جامعه بدون بصيرت، كور است و هم چون كوران اعمال متناقض از خود نشان مي دهد و هرگز قابل اعتماد نيست و در حساس ترين لحظات بخاطر عدم درك موقعيت خود پيشواي بصيرش را تنها مي گذارد، وجودشان كالعدم و حياتشان مساوي مماتشان و حضورشان در كنار پيشواي بيدار، عدم حضور است، از اين رو امير مومنان در وصف شان فرمودند: الشاهده ابدانهم الغائبه عنهم عقولهم( بدنهايشان حاضر ولي عقلهايشان غائب است).

اگر بررسی اجمالی بر حوادث و نگاهی به فراز و فرود هاي تاريخ اسلام از دوران پيامبر اعظم (ص) و ائمه معصومين (ع) تا انقلاب اسلامي و دوران حاضر داشته باشیم ؛ آنچه بيش از هر عاملي در رسيدن يا نرسيدن به پيروزي و موفقيت تاثير داشته، ميزان بهره مندي و برخورداري مردم و نخبگان از« بصيرت » بوده است . به اين معني كه در هر برهه اي كه مردم و نخبگان جامعه از بصيرت بهره برده اند، راه درست را برگزیده و امور به نحو احسن پيش رفته است و برعكس در مواقعي كه مردم بدون بصيرت عمل كرده اند، هم خودشان و هم جامعه را با مشكلاتي روبرو كرده اند.

و به جرأت مي توان گفت دليل همه انحرافات سياسي و اعتقادي كه تاكنون امت ها با آن روبرو بوده اند و اغلب به نابودي و انحطاط آنان نيز منجر شده، رفتارها ، تصميم گيريها و موضع گيريهاي بدون بصيرت بوده است .

برخي از امور و گرايش ها در وجود انسان مانع از بصيرت يافتن وي مي گردد؛ به گونه اي كه با وجود يقين به حقانيت موضوعي ، آن را ناديده گرفته و چشم بصيرت خود را نسبت به آن فرو مي بندد كه در اينجا به دو مورد از مهمترین موانع كسب بصيرت اشاره می کنیم:

1: دلبستگي به دنيا

2 :گرفتار شدن به شهوات و لذت ها

از جمله راه هاي عملي كسب بصيرت هم می توان به شناخت حقيقت ولايت و ولي امر زمانه خود،  داشتن فكر و انديشه و تجزيه تحليل مسائل، دورانديشي در امور، پيروي از عالمان وارسته، رعايت ايمان و تقواي الهي،عبرت گرفتن از مسائل گوناگون، ذكر و ياد الهي، پيمودن مسير اهل بصيرت اشاره کرد.

براي دست يابي به بصيرتي چنين تاثيرگذار در شخص و جامعه و رفتارهاي فردي و اجتماعي، باید ابزارهاي درست و مناسبي هم چون چشم و گوش را داشت، چنان كه لازم است از قلبي سالم و سليم بهره مند بود؛ زيرا اگر قلب آدمي، بيمار و داراي پرده هایي از قساوت، جهل و بي تقوايي باشد، هرگز نمي توان از اين قلب، اميد بصيرت و روشنگري داشت.

انسان براي اين كه به بصيرت و روشنگري واقعي برسد؛ مي بايست با مهار نفس خویش، زشتي و پلیدی را از خود دور کند و تقواي فطري را پاس دارد. هنگامي كه تقواي فطري كه مقتضي پرهيز از هر پليدي چون دروغگويي و پيمان شكني و مانند آن است در انساني وجود داشته باشد، آن گاه است كه هدايت الهي از طريق وحي و الهام در وي تأثيرگذار خواهد بود و اهل ايمان به خدا و پيامبر(ص) و قرآن مي شود و درهاي بصيرت بر روي وي گشوده مي شود و چشم و دلش به گونه اي ديگر به مسايل مي نگرد و تحليل و تبيين كرده و توصيه هايي را صادر مي كند.

بنابراين كساني كه به وسيله اعضا و جوارح خويش تنها در انديشه پاسخ گويي به خواسته هاي نفساني هستند؛ نمي توانند به بصيرتي دست يابند كه حقايق را بر آنان منكشف سازد و آنان را نسبت به كار درست از نادرست آگاه و هوشيار كند و قدرت تشخيص شان را افزايش دهد و در نهايت از كار نادرست باز دارد.

خداوند در آيه 203 سوره اعراف به ايمان به عنوان مهم ترين عامل دست يابي انسان به قدرت تشخيص حق از باطل و درست از نادرست يعني بصيرت اشاره مي كند و همچنین در آيه 201 همين سوره تقوا را از مهم ترين عوامل تحقق بخش بصيرت و روشن دلي در آدمي برمي شمارد.

بر اين اساس هر كسي بايد در مسايل زندگي از امور اجتماعي و سياسي خويش چنان دقت و توجه داشته باشد كه بتواند از راه نشانه ها، حقيقت را كشف و شهود كند و در ادامه با تقواي سياسي در مسير آن گام بردارد؛ بنابراين مهم ترين رفتاري كه از توده هاي مردم انتظار مي رود آن است كه در فتنه ها به نشانه ها توجه كنند و با بهره گيري از اصول اساسي اسلام و قرآن، حق را از باطل باز شناسند و خواص و رجال سياسي كشور براساس آن معيار به ارزيابي نشينند و در نهايت، راه خويش را از گمراهان و منافقان جدا سازند.

در داستان حضرت اميرمؤمنان(ع) در جنگ صفين و فتنه بزرگ آن برخي از اهل ترديد نمي دانستند كه حق با علي(ع) است يا معاويه؛ زيرا يك نشانه چون شهادت عمار به دست گروه طغيانگر براي توده هاي مردم آشكار كرد كه معاويه بر باطل است. هر چند كه در آن زمان بسياري از لشكريان معاويه با توجيه عمر و عاص فريب خوردند، ولي زنگارهاي بسيار و پرده هاي استواري از دغل، تزوير و دروغ با شهادت عمار به عنوان يك نشانه فرو ريخت و از ميان برداشته شد و اهل حق توانستند راه خويش را دريابند.

در حقيقت هر نشانه اي در هر فتنه اي براي توده هاي مردم مي تواند به عنوان نشانه اي از درستي و نادرستي گروه يا حكومتي باشد. به هر حال داشتن بصيرت نيازمند اسباب و ابزارهاي مناسبي است كه قدرت تشخيص آدمي را نسبت به حق و باطل برانگيزد و به وي توانايي دهد تا پس از شناخت، نسبت به آن واكنش درست و مناسبي انجام دهد.

انتهای پیام/

نویسنده: سجاد فتحی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: