‍‍
صفحه نخست » اخبار استان کد خبر: ۶۳۲۸
تاریخ انتشار: ۱۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۷:۲۴
تعداد بازدید: ۲۲۸۲
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

سیلاب در شهرستان کوهدشت، درگذشت سه تن از اعضای یک خانواده را به دنبال داشت.

به گزارش آسوبان، پاچه شلوارش را بالا زده‌ است. میان گل و لای می آید و می رود. نگاهی به خانه می اندازد. دوباره بر سر می زند. یک نگاهش به خانه است و یک نگاهش دیگرش به پیام تسلیت روی دیوار. عکس رفیقش را که می بیند؛ دوباره بر سر می زند. به سمتش می روند. دستش را می گیرند. خودش را رها می کند. به سد روبروی خانه خیره می شود.

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

دیروز بدترین روز زندگی اش را تجربه کرده است. شاید هنوز حادثه ی سیلاب دست از سرش برنمی دارد. حادثه ای که باعث شد خانواده ی رفیقی که برایش برادر بود را با خود ببرد. عرقی سرد روی پیشانی اش را با دستمال پاک می کند:«علی دوست، شبیه برادرم بود.»

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

ساعت نزدیک به 11 ظهر است. کوچه با رفت و آمد اهالی کمی شلوغ شده. هر کسی سرش به زندگی خودش گرم است. صدای وحشتناکی بلند می شود. سکوتی همراه با وحشت، همسایه های مجاور رودخانه داخلی کوهدشت را در بهت می برد. وحشت چندان دوامی ندارد. در کمتر از چند دقیقه موجی از آب سرازیر می شود. به سمت خانه ها هجوم می آورد.

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

آب گِل آلود نخاله های ساختمانی و ته مانده ی کاه زمین های کشاورزی را با خودش به خانه ها می برد. همه فرار می کنند. سیلاب از سر خانه ها بالا می رود. جیغ و داد کودکان در میان غرش سیلاب گم می شود. مردی به تندی خودش را به سمت خانه ی آدرینا می کشاند:«علی دوست صبح زنگ زد. صدایش بالا نمی آمد. می گفت به داد زن و بچه ام برسید.»

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

سیلاب به دیوارهای خانه هم رحم نکرده است. در خانه را پیدا نمی کنند. خانه ی آدرینا، دختر «علی دوست محمدی و زینب مرادی» در زیرزمین یک منزل مسکونی و اجاره ای است. هیچ وسیله ی نجاتی در کار نیست. مردهای داخل کوچه خودشان را به خانه ی بالادستی علی دوست می کشانند.سیلاب، در را قفل کرده است. با مشت به شیشه ها می کوبند. در به سختی باز می شود.

 سیلاب در شهرستان کوهدشت

سیلاب، خیابان بی آسفالت را گله گله كنده كاري كرده و باعث شده گِل به سر و صورت مردم پرتاب شود. حدود ١٠٠ متر بالاتر گروهی از مردم بالای ديواره رودخانه ايستاده اند. همه محو خانه هایی هستند که زیر سیلاب رفته است.

زیرزمین خانه ی آدرینا از آب پُر شده است. امدادی در کار نیست؛ امدادها وسیله ی امداد ندارند. با کلنگ کف خانه طبقه ی بالا را دایره وار می شکافند. سیلاب به بالا هجوم می آورد. هیچ کسی را بالا نمی آورد. ساعت ها با بر سر زدن ها به عصر می رسد.

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

هیچ ردی از خانواده ی آدرینا پیدا نیست. نفس ها میان سیلاب بریده بریده می شوند. هنوز هیچ امدادی در کار نیست. سیلاب تا سقف خانه ی آدرینا رسیده است. عموی زنده یاد زینب مرادی و برادرزاده اش جنازه ها را پیدا می کنند. خانواده ی آدرینا روی آب می آیند. بی جان. بی نفس. بی امداد. یله در سیلاب.

جنازه ها را بالا می آورند. پدر و مادر، آدرینا را محکم در آغوش گرفته اند. هیچ آسویی دست های کوچک آدرینا را نگرفته است؛ جز آغوش پدر و مادر. پدر هر چیز با ارتفاعی را سراغ داشته، روی هم تلنبار کرده است. کولر و کمد را جلوی درب حیاط خلوت آورده؛ به بالای وسیله ها پناه برده اند؛ اما سیلاب رحم ندارد. جنازه ها را با جیغ به سمت آمبولانس می برند. سیلاب ساعت ده و نیم به جان خانه ها افتاده و حالا پنج عصر است.

شش ساعت آدرینای کوچک با سیلاب مبارزه کرده است؛ نبرد نابرابر «یوز و کبوتر در ساعت پنج عصر». شش ساعت جز آغوش پدر و مادر پناهی نداشته؛ شش ساعت نفسش حبس بوده است؛ مرگ ناجوانمردانه ی پدر و مادر را با کودکی اش دیده؛ شاید هم زودتر سیلاب جانش را برده و پدر و مادر حتا نتوانسته اند برایش اشک بریزند. کسی چه می داند؟

حالا چهار روز از درگذشت خانواده ی آدرینا گذشته است. فامیل آدرینا دل از خانه ی بی آدرینا نمی کنند. سراغش را می گیرند. دور خانه چرخ می خورند. به زیرزمین می روند. هنوز خانه از سیلاب تخلیه نشده است. خودشان ماشینی را بری تخلیه آب آورده اند. امدادها خانه را از سیلاب تخیله نکرده است. سقف ترک خورده است. وسایل خانه میان گِل و لای پیدا نیست. سیلاب خانه را بلعیده است. بر سر می زنند:«بدون شما چطور زنده بمانیم؟»

سیلاب در شهرستان کوهدشت 

حالا آدرینا نیست و پدر و مادرش. دوچرخه ی آدرینا گوشه ی حیاط خودنمایی می کند. آدرینایی نیست تا تمام کودکی اش را بازی کند. باران آدرینا را با خود بُرد.

انتهای پیام/

 گزارش: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 1
انتشار یافته: 6
حسین خسروی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۶
0
1
خدا بیامرزدشون فاجعه ی خیلی اسف ناکی بود
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۲
1
3
هدف از انتشار عکس نشان دادن مظلومیت این طفل معصوم و نبردش با سیلاب بوده؛ وگرنه خدایی نکرده غرض نه تازه کردن داغ بوده است و نه تلاش برای بالا بردن یک خبر. مظلومیت آدرینا خودش دردناک ترین خبر است.
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۲
1
3
با سلام و ضمن ابراز همدردی. به درخواست برخی مخاطبان تصویر پیکر پاک و معصوم مرحوم آدرینا محمدی از گزارش حذف شد.
نوشین روان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۷:۴۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
2
2
واقعا گریه اجازه نداد حرفی بزنم
زینب
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
1
2
وای خدای من چقدر دردناک.. واقعا جانسوزه
ترکی
|
|
۰۲:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۱
0
1
واقعا جای تاسف داره، اونوقت نماینده دولت در خرم اباد خبر از 40میلیارد تومن بودجه برای آزاد سازی قلعه فلک الافلاک داد، اگر از 200 میلیارد تومنی که دولت قبل در پروژه کذایی بام لرستان هزینه کرد 20میلیارد تومن به کوهدشت اختصاص می یافت این فاجعه هیچ گاه اتفاق نمی افتاد.

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: