‍‍
صفحه نخست » گزارش کد خبر: ۶۹۳۰
تاریخ انتشار: ۱ فروردین ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۳
تعداد بازدید: ۱۱۶۵
بازدید از صفحه اول |
نسخه چاپی
|
ارسال به دوستان
|

سیلاب اخیر در کوهدشت خسارات فراوانی به بخشهای مختلف این شهرستان وارد کرد و بزرگ‌ترین انارستان متمرکز ایران نیز از خسارات سیلاب در امان نماند.

به گزارش آسوبان، بالای انارهای له شده با گل و لای پوشیده ی خود ایستاده و از آنها چشم برنمی دارد. هر از چند گاهی به باغ نگاه می کند. انارها را یکی پس از دیگری به گوشه ای پرتاب می کند:«تمام زندگیمان در سیلاب از بین رفت.»

یغمای سیلاب

مرد جوان به همراه خانواده اش چند ماه است که هر روز به باغ می آید. یک نگاهش به دستهای ترک خورده ی پدر است و یک نگاهش به باغی که بدترین لحظات زندگی اش را در آن تجربه کرده است. سیلابی که باعث شد بیش از ۳۳۰ هکتار از باغات تنگه سیاب کوهدشت به‌عنوان بزرگ‌ترین انارستان متمرکز ایران از بین برود.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

مرد میانسال، گونی انارهای سالمی را که به زحمت تعدادشان به انگشتان دست می رسد؛ روی وانت می گذارد:«باغ را با قیمت 60 میلیون تومان اجاره کرده بودم؛ حالا تمام زحمتهای ما با سیلاب از بین رفته است.»

انارهای سالم روی هم انباشته می شود. دانه های سرخ انار از درزهای گونی خودنمایی می کند. همین چند ماه پیش بود که در منطقه ی زیرتنگ سیاب، با حضور مسئولین جشن انار برگزار شده بود؛ جشن اناری که کشاورزان می گویند از آن هیچ منفعتی به آنها نرسید.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

دوربین فیلمبرداری هوایی بهمن ابراهیمی، کارگردان و مستندساز لرستانی روی انارها چرخ می خورد. این کارگردان به منطقه ی زیرتنگ سیاب کوهدشت آمده تا اثرات تخریب سیلاب و دلتنگیهای باغستان انار را روی صحنه ببرد.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

بانویی تا تمام زانو میان گِل و لای فرو رفته است. انارهای سالم را از درخت جدا می کند. دوربین کارگردان، روی قدمهایش متمرکز می شود:«انارهایمان را مجبور هستیم با قیمت هر کیلویی 200 تومان بفروشیم تا روی دست باغ باد نکند.»

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

کفشهای بانوی جوان، پوشیده از گلِ خیس می شود. رگه های گل را از لای «پره»ی دامنش جدا می کند. زمین از بارش باران خیس است. بانو دستهایش را محکم به تنه ی درختتی قلاب می کند:«سیلاب هر چیزی را با خود به میان باغ آورده است. شاخه ها و سنگهای درشت، برداشت انارها را سخت تر می کند.»

کشتهای بی خوشه

عمر باغستان انار این خانواده به 30 سال می رسد. 30 سال روی باغ جان کنده اند. 30 سال با جوانه های هر درخت رشد کرده اند. 30 سال به پای هر درخت ، خون دل ریخته اند. 30 سال به امید فروش انارها، زندگی را قرض کرده اند. حالا این 30 سال با یک چشم به هم زدن سیلاب، نیست و نابود شده است.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

هفت شبانه روز باران یکریز باریده است. باران، سیلاب می شود. سیلاب روی 30 سال عمر آوار می شود. مرد میانسال، گره ی کفشهایش را محکم تر می کند. گونیهای انار را روی کول می گذارد:«در خانه نشسته بودیم. به عشق فروش انارها یله داده بودیم. به پسرم قول داده بودم برایش در تابستان دوچرخه بخرم.»

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

مرد میانسال نفسي چاق مي كند. نگاهش را به سمت جاده ای كه با سیلاب، پر از چاله و چوله شده؛ مي دواند:«يك دفعه صداي وحشتناكي بلند شد. در کمتر از چند دقیقه موجی از آب ارتفاع گرفت. آب گل آلود با غرشی ممتد روستا را فرا گرفت.»

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

تنها منبع درآمد مرد میانسال، کشاورزی است و کشتهایی که با خشکسالی کوهدشت کمر خم کرده اند. کشتهای گندم و جوی مرد میانسال در خشکسالی، بی خوشه مانده است. مرد میانسال به بانک کشاورزی کوهدشت مراجعه می کند. بانک خسارات را تقبل نمی کند. هیچ پولی از بانک کشاورزی سهم دستهای سیاه سوخته ی مرد میانسال نمی شود.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

دستهای مرد میانسال در کادر دوربین جا خوش می کند. دوریبن خبرنگار، پا به پای کشاورزان و حسرتهای باغ از این شاخه به آن شاخه می رود. در چند متر پایین تر از باغ مرد میانسال، گونیهای انار در کنار جاده روی هم تلنبار شده است.

امیدوارم دولت به ما کمک کند

دوربین، پیراهن پوشیده از گل مرد میانسال دیگری را نشانه می رود. مرد از صبح آمده و هر روز با پسر نوجوانش دنبال موتور آبی باغش می گردد که با سیلاب غیب شده است:«هفت تا هشت سال طول می کشد که دوباره باغ روی پای خودش بایستد. پارسال از فروش انار 25 میلیون تومان به دستم رسید. توانستم قسطهایم را سبک کنم. حالا با این وضعیت، 2 میلیون تومان هم به دستم نمی رسد. اصلاً نمی دانم چکار کنیم؟ از دولت انتظار دارم فکری به حال ما بکند.»

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

سیلاب، انگار همه را جارو كرده و برده بود. شدت سيل به قدري زياد بوده كه حتا از سر خانه های روستا هم گذشته است. مردم روستا تازه آنجا فهمیدند چه بلایی سرشان آمده است. جاده ی ارتباطی روستا در اثر سیلاب عملاً بسته شده بوده. محشر کبرایی در جان روستا نواخته می شود.

مرد میانسال کلافه است. آب دهانش را روی زمین می اندازد. با چند تکان دادن دست، انارهای پلاسیده را از درخت جدا می کند. لگدی به درخت پرتاب می کند:«نمي دانم. واقعاً نمي دانم. امیدوارم دولت به ما کمک کند.»

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

کویری در دل باغ

    حاشيه جاده پر از شاخه هاي درختان شكسته است. سیلاب، جاده را گله گله كنده كاري كرده و باعث شده تا عرض راه باریک براي عبور يك ماشين هم كافي نباشد. سیلاب، سنگها را از بالای جاده کنده و با خود به باغها آورده است.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

کف باغ، ترک خورده. انگار کویری را در دل باغ خشکانده باشند. بهمن ابراهیمی و خبرنگار، برای اینکه بهتر بتواند دلتنگیهای انارستان را به تصویر بکشد به میان صخره ها می رود. دوربین از بالای صخره ها، شاخه ها و انارها را روایت می کند.

انارستان زیرتنگ سیاب کوهدشت

حالا روایت دوربین، روی پسر جوانی که ناشنوا است؛ در سکوت می رود. مرد جوان با اشاره های دست از تخریب انارستان می گوید و تمام سرمایه شان که با سیلاب از بین رفت. دوربین روی اشاره های ناشنوای دست و انارهای پلاسیده کات می شود.

انتهای پیام/

گزارش: فاطمه نیازی

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 1
بهمن ابراهیمی
|
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۴
0
0
سلام و درود بسیار بر خواهر گرانقدرم خانم نیازی که به این درد غافل مانده چنین متعهدانه و هنرمندانه پرداخته اند ،توصیف ایشان از مناظر را بسیار بهتر از ثبت دوربینها دیدم ....اینهمه دقت در دیدن و این میزان تعهد به جامعه ستودنیست ....

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: